
تبليغات

موضوعات
- مذهبی
- بازیگران زن و مرد ایرانی
- بازیگران زن و مرد خارجی
- خوانندگان زن و مرد ایرانی و خارجی
- عاشقانه
- دختران
- خنده دار
- ماشین و موتور
- ورزشی
- بازیها
- فیلمها
- گوناگون
- عکس بچه ها
- مطالب خنده دار
- مطالب آموزنده
- جوک و اس ام اس
- دلنوشته
- گوناگون
- دانستنیها
- داستان و رمان
- نوحه و مرثیه
- داستانهای ترسناک
- بهترین مطالب

جستجو

پيوندهاي روزانه

لينک دوستان
- دريافت رايگان اين قالب
- سايت عاشقانه ماندگار فان
- سايت عاشقانه عشق آفرين
- درامد یک الی سه ملیون در منزل
- تی شرت محرم 94
- ایکا
- آدرس سایتهای دانلود فیلم و موسیقی جدید
- # اس ام اس | عکس | فیلم | آهنگ و . . . #
- دانلود رایگان فیلم
- تابلو روان led
- پی سی دراپ
- کد گراف|مرجع ابزار وگرافیک
- لباس شب 2015
- خرید شارژ ارزان
- دسترسی به مجلات و مقالات علمی
- پورتال سرگرمی
- دانلود آهنگ جدید ایرانی
- فوق العاده ترین ببین
- سایت ستاره زرین
- گالری عکسفا
- جی ملک: اطلاعات املاک ایران
- دانلود آهنگ جدید
- دانلود آهنگ وکلیپ
- فروش بک لینک
- زبان در خواب
- همسریابی
- نمایشگاه مبل گلستان
- نت گشت
- سایت تبادل لینک
- مشاوره حقوقی
- محیط زیست و حیات وحش
- آموزش زبان
- دکوراسیون داخلی
- چرم دوزی
- آموزش آشپزی
- جدیدترین تصاویر
- آموزش گل سازی
- تالار عروسی در تهران
- تبادل لینک رایگان
- دانلود رایگان برنامه های پولی بازار
- وبسایت سرگرمے تفریحے سیبــ
- ♥بزرگترین سایت عاشقانه لاو جوجو♥
- kermantop
- اخبار
- wmmer
- دختری از جنس بران
- تبادل لینک هوشمند
- پودر پرپشت کننده مو
- بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی
- بیا 2 فان
- ایران تفریح
- تبادل لینک پیشرفته
- خرید درب توری مجیک مش
- محیط زیست و حیات وحش
- آموزش زبان
- دکوراسیون داخلی
- چرم دوزی
- آموزش آشپزی
- آموزش گل سازی
- سلامت برتر
- پریز تایمر دار دیجیتال
- ارسال لينک

امکانات جانبي
داستان ترسناک یک پسر
سلام من سرتاسر زندگیم پر از اتفاقاتیه که دارم ازش یک کتاب میسازم ۱۲ سالم
بود متدین و نماز خون بودم از مدرسه اومدم خونه طبق معمول خونه کسی نبود در رو
بستم و شروع به درس خوندن کردم خونه ما کنار قبرستان پر از درختیه داشتم درس
میخوندم که دیدم از توی راه رو صدای پا میاد از ترس دزد رفتم نگاه کردم کسی
پشت در نبود در حیاطو قفل کرده بودم پس گفتم حتما روزه گرفتتم ولی گرسنه نبودم
باز نشستم صدا اومد ولی این بار صدایی بود که انگار انسانی رو دارند خفه
میکنند وخس خس میکرد ترسیدم بسم الله گفتم داخل آشپز خانه رفتم کسی را ندیدم
میز تلویزیون بزرگی داشتیم جثه کوچکم را پشتش پنهان کردم تلویزیون روشن بود
ولی با صدای کم در کابینت ها محکم بهم میخورد وباز هم صدای خس خس گریه کردم حس
کردم وارد خانه شده ودر کمد دیواری را باز کرد من از پشت میز تلویزیون یواشکی
سرک کشیدم صدای ممتد تلویزیون که موجود پنهانی کم وزیاد میکردش را شنیدم واز
خدا خواستم بمن که برایشروزه گرفته بودم کمک کند هوا داغ وسنگین تر میشد نفس
های تند میکشید انگار قصد پیدا کردنم را داشت جسم زرد رنگی را دیدم که دارد
وارد اتاق خواب میشود داشتم سکته میکردم ولی کمی دور شد من با چشمانم بدن زشت
او را دیدم انگار داشت با خودش حرف میزد ولی جمله ای با صدای ظریف ونامفهوم شب
شده بود ومن مادر را تو دلم فریاد میزدم صدای زیبای ربنا از تلویزیون پخش شد و
واشک ریختم اون موجود ترسناک با صدای وحشتناکی چرخ خورد وبه زمین افتاد اذان
گفت ومن حاظرم دستم را روی قرآن بگذارم که هوای خانه سنگینی خود را از دست داد
وعادی شد ولی در باز شد ومن باز ترسیدم صدایی مرا بخود خواند دخترم وقتی مادر
چهره کبود شده من را دید گریست و این عین واقعیت بود.

ورود کاربران

عضويت سريع

پشتيباني آنلاين

آمار























تبادل لينک هوشمند

خبرنامه

آخرين نطرات کاربران

<a href="http://www.talarnet.com/" title="تالار پذیرایی"><h3>تالار پذیرایی<h3></a> - 1394/9/25/ir-tafr

http://patoghdownloadha.loxblog.com/ - 1394/8/15


ضمن تبریک بخاطر وبلاگ مفید و خوبتون. وبلاگ بنده هم در زمینه فروش انواع فایل های کاربردی فعال است. آیا تمایل به تبادل لینک دارید دوست عزیز؟
با احترام
- 1394/7/19


عقلم را گرفتی عشق را دادی . . .
عشق را گرفتی و تنهایی را دادی . . .
خنده هایم را گرفتی و غم را دادی . . .
آرزوهایم را گرفتی و حسرت ها را دادای .. . .
خدایا برگرد . . .
من هنوز نفس میکشم . . .یادت رفت نفسم را بگیری . . . - 1394/5/4

تو را چه به عشق. . .
گفتم چرا؟
گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست . . .
لبخندی زدم و گفتم :
خدایا این مخلوق توست . . .
شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری . . . - 1394/5/4

ریاضی بلد نیستی به درک . . .
ولی جمع کن خودتو از زیر این و اون. . . . - 1394/5/4

پاسخ:خدا رحمتش کنه - 1394/4/30